[صفحه اصلي ]     [ English ]
موسسه خيريه وحدت awt-yekta VAHDAT Charitable Institute
بخش‌هاي اصلي
صفحه اصلی::
درباره وحدت::
همياری::
ثبت نام خيرين::
اخبار وحدت::
گالرى تصاوير::
تماس با وحدت::
پیشنهادات::
خواندنی ها::
ارسال مقاله::
تالار گفتگو::
فرم پذيرش مددجو::
::
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
همياری

مهربان نيکوکار

AWT IMAGE

 با ياريت خانه ای ساخته ايم که سنگ سنگش يادگار مهر تو است. و امروز که کودکان ناتوان زير سقفش  آرام گرفتند، رويای دستان هميشه گرمت، نوازشگر گونه های به رنگ نشسته شان است. سهامدار شادی آفرين خانه مان ؛ با دعا و نجوا در بهشت جاويد خانه ای برايت خواهيم ساخت.

 هموطن گرامی با همياری در اداره ساختمان وحدت شماره 2 در اسکان و رفاه مددجويان  ياريمان کنيد.

مرکز خيريه معلولين عقب مانده ذهنی وحدت

 ياری سبزتان را به انتظار نشسته ايم.

تلفن: 22942132 21 98+  22947014 21 98+

نمابر: 22947014 21 98+

 پست الکترونيکی:

 info@vahdat-mrrcc.com

 

ثبت نام در پايگاه

براي عضويت در پايگاه و دريافت آخرين اخبار و اطلاعات می‌توانيد از فرم ثبت نام استفاده کنيد.

ساماندهی وبگاه‌های خيريه و توانيابی

عشق و پرواز را از پروانه‌ها بياموزيم

AWT IMAGE

پروانه‌ها مکانی است برای گردهمايی عشق و اميد و عاطفه. هر شخص يا سازمانی که راز پروانه‌ها را می‌داند، می‌تواند با ما تماس بگيرد تا در جشن پروانه‌ها حضور داشته باشد.

www.parvaneha.com

info@parvaneha.com

ارتباط با مدير سايت
برای ارتباط با مدير وب سايت مرکز خيريه وحدت خانم فتانه عسگری با irfattaneh@gmail.com ارتباط برقرار نمائيد.
:: ادب، هنر و فرهنگ : در روزگاران پيشين... ::
AWT IMAGEدر روزگاران پيشين...

 آن گاه که اولين لرزش صدا بر لبانم جاری شد ، بر فراز کوهی مقدس رفتم و با خدا اينگونه سخن گفتم :
پروردگارا ، من بنده توام ، قدرت و اراده پنهان تو ، قانون من است و من ، همواره فرمانبردار تو خواهم بود .
اما خدا هيچ جوابی نداد ، و چونان طوفانی عظيم گذر کرد .

پس از هزار سال ديگر بر بلندای کوه مقدس قدم نهادم و دوباره خدای را اينگونه سخن گفتم :
پروردگارا ، من آفريده توام مرا از گل سرشتی و تمام هستی ام از توست .
و خدا هيچ پاسخی نگفت ، اما چون هزار بالی شتابان گذشت .

هزار سال بعد ، بلندای کوه مقدس را صعود کردم و باز خدای چنين ندا دادم :
ای پدر من ! من فرزند توام با شفقت و عشق مرا زندگی بخشيدی ، من نيز با عشق و پرستش وارث پادشاهی تو خواهم شد .
و خدا چيزی نگفت و چونان مَه ی که تپه های دور دست را می پوشاند دور شد .

پس از هزار سال آن کوه مقدس را بالا رفته دوباره خدای را اينگونه گفتم :
ای خدای من ای آرزوی من و انجام من ، ديروز توام و تو امروز منی ، من ريشه تو در زمين و تو گل من در آسمانی و ما در نگاه گرم خورشيد ، رشد خواهيم کرد .
پس همان لحظه به سويم خم شد و به آرامی عباراتی شيرين و دلنشين در گوشم نجوا کرد و همانگونه که دريای ، جويباری ضيعف را بر خويش می کشد مرا در خود پذيرفت .
و هنگامی که دره ها و دشت ها را فرود می آمدم ، خدا نيز آن جا بود .

جبران خليل جبران

دفعات مشاهده: 4585 بار   |   دفعات چاپ: 1282 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 241 بار   |   0 نظر

كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
   
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
موسسه خيريه وحدت VAHDAT Charitable Institute
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.078 seconds with 747 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5