پرواز کن ..
رها باش ، آزاد چون پر کاهی در انبوه قطرات عجول باران ! شب پرستان را به نازکی دلت نزديک نکن، زيراکه محفل روشن و آرام دلت تاريک و آشفته می گردد ! پرواز کن ، اما نه چونان پرنده يی که در هراس ساچمه ی تفنگی ست ! همچون قاصدک بی مقصدی که فقط لذت پرواز کردن را تجربه می کند ! و سپس ، در گنگی بادهای وحشی ، ذره ذره بال هايش را از دست می دهد ، و در يک سقوط آزاد ، دچار مرگی زيبا می شود ... "سعيد قنبری"
|